
سلام خدمت همه دوستان عزیز خودم امیدوارم
حالتون خوب باشه
و هر جا که هستین خوب و خوش و سلامت
باشین
دوستان من تا مدتی نیستم میرم سفر
ولی حتما سر
بزنید و برام اف بزارید
ممنون از نظراتون
دوستتون دارم

نرود نام تو ایران دگر از جان و تنم
تا که با پرچم ایران تو نمائ کفنم
همه جا عشق من و ملت مائ بخدا
سربلندی من آنست توئ هم وطنم
ایکه آواره این شهر و دیاری برخیز
با تو باشد بخدا روی نکوی سخنم
بهر ایران تو بکوش و کفن از عشق بپوش
ناله سر کن که سر و جان بفدای وطنم
گو بعالم همه از عشق تو آگاه شوند
منم ایرانی و خود پرچم ایران کفنم
تا که از دست عدو کشورم آزاد شود
من (تنها) بفدایش بکنم جان و تنم

پيشاپيش سال نو و نوروز ۸۷ را به همه دوستان
شادباش مي گویم
اميدوارم كه سال ۸۷ سالي پربار و توام با موفقيت باشد

پیش چشمت می توان از مستی و سیما گذشت
پیش رویت می توان از ظلمت شبها گذشت
در کنارم نیستی ای یار افسو نگر کنون
اشک چشمانم نگر از ساحل دریا گذشت
با فراقت خو نمودم در دیار بی کسی
شادی امد در کنارم بی من و بی ما گذشت
درد هجران را تحمل میکنم تا وصل یار
گرچه هجرانت ز امروز و فردا گذشت
غم میان سینه ی من خانه دارد تا وصال
خود تو می دادنی چه ها بر این دل (تنها) گذشت.

بررخ زیبای گلها من نگاهم آرزوست
نغمه ای از بلبلی من گاه گاهم آرزوست
بی پناه افتاده اندرغربتم
آخرای یاران پناهم آرزوست
گر گنه باشد مرا دیدار دوست
من گنه کارم گناهم آرزوست
شاهد شبهای تار من توئی
اخترو پروین و ماهم آرزوست
بادل شوریده ام دنبال فردا می روم
مرغ عشقم من پگاهم آرزوست
ایک خورشید درخشانی تو در تنهائیم
گرنتابی بر نگاهم اشک و آهم آرزوست...

کاش یارب اشناییها نبود
یا به دنبالش جدائیها نبود
یا که او با من نمی شد اشنا
یا مرا ازاو نمی کردی جدا.

اي دو ستان بي وفا
از شمع بيا موزيد وفا
شمع انقدر بر سر بيمار گريست
تا که خود بمرد و بيمار بزيست.
شمع بزم محمل شاهان شدن ذوقي ندارد
شمع آن باشد که روشن سازد ويراني را.
خدايا
اي پناه پناهندگان، و اي پناه پناه جويان، و اي رهاننده گرفتاران،
و اي نگهدارنده بيچارگان، و اي مهربا ن به بينوايان،
و اي اجا بت کننده درماندگان،
و اي گنج تهدستان، و اي مرهم گذارشکستگان، و اي دژاستوار پناهندگان،
اگر به عزت تو پناه نبرم، پس به که پناهنده شوم. و اگر به قدرت تو روي نياورم،
پس به که روي اورم. به راستي که گناهان وادارم نمود تا به دامن ( لطف) تو اويزم.
و لغزشها مرا به گشودن درهاي بخشش تو نيا زمندم کرده،
و گستاخي هايم مرا به نشستن براستان بلند تو فرا خوانده، و ترس از عذاب تو مرا به
توسل به رشته مهر تو وا داشته، و سزاوار نيست، کسي را که به ريسمان استوار تو چنگ انداخته
وانهي، و آن را که به عزت تو پناه اورده واگذاري، و رها کني.
" ا مين "

۳ تا گل ,خیلی با ارزش اند:
اول ,گل رز که مظهر عشق
دوم,گل شقایق که دلش مثل دلم خونه
سوم ,گلی که داره این را می خو نه ! !

می دانئ,کو چک ترین ارزو, ارزویئ است
که فقط مال دل یک نفر باشد و بزرگ ترین ارزو, ارزویی است
که همه ارزوهای خوب دنیا دران خلاصه شود.و وسعتش از مرزها بگذرد و روحش به نگاه هر سبزه ای که از زمین می روید, امیدی دوباره ببخشد.من می دانم ارزوها هیچ
وقت تمام نمی شوند, اما ارزویی را دوست دارم
که مثل برکت گندم مال همه باشد و مثل حرمت نان بنشیند سر سفره دل همه عالم و مثل زلالی
چشمه با سنگ حوادث نشکند و
جاودانه و با شکوه پیش دل همه عزیز باشد.
